کیفیت زندگی شهری:کیفیت زندگی:سنجه های کیفیت زندگی

برگرفته از سايت مرجع مديريت شهري

مي توان دغدغه دستيابي به فرم خوب شهري را از زمان شکل گيري اولين شهرها دانست و درگيري براي بهبود زندگي شهری را هم سن تاريخ شهرنشيني تخمين زد.رشد شهرنشینی و تمایل جمعیت های انسانی به محیط های شهری بستر با اهمیت شدن مفهوم کیفیت زندگی شهری را بیش از پیش فراهم ساخته است.


يکي از مهمترين اهداف مدیریت شهرِی دستيابی ساکنين شهري به کیفیت زندگی مناسب و پايدار است.کيفيت زندگي شهري يکي از اهداف اصلي توسعه پايدار بوده و داراي دو دسته شاخص ذهني و عيني است.

 

 نگاه ذهني به کيفيت زندگي شهري را مي توان محصول ادراکات فردي و رضايت شهروندان از زندگي در محيط شهر دانست. اما نگاه عيني که از داده هاي ثانويه به دست مي آيد قابل لمس تر بوده و با آثار و نتايج کيفيت در زندگي اجتماعي قابل شناسايي است. به طور مثال خصوصياتي که خانوار ها به عنوان سبک زندگي به خود مي گيرند يا وضعيت تحصيلاتي افراد يک محله نمودي عيني از وضعيت کيفيت زندگي شهري است. جاي توجه است در پژوهش هاي انجام شده به ندرت ترکيبي از شاخص هاي عيني و ذهني به کاربرده شده است.

جهت دسترسی به متن کامل به ادامه مطلب بروید. 

ادامه نوشته

کلانشهر:متروپولیس:مادرشهر

برگرفته از سايت مرجع مديريت شهري

اصطلاح كلان شهر در ادبيات رايج شهري در ايران معادل اصطلاح متروپوليس تركيبي از دو واژه Metr (مادر ) و Polis ( شهر ) يا بعبارتي مادر شهر است . منظور از آن مجموعه اي سكونتي است داراي حداقل يك ميليون نفر جمعيت واجد مركزيتي اقتصادي - سياسي كه در مقياس ناحيه اي يا ملي از موقعيتي مركزي برخوردار بوده و همزمان در جايگاه نخست كنترل اقتصادي ناحيه پيراموني خود با جمعيت تقريبي 5 ميليون نفر قرار داشته باشد . تركيب بيش از يك مركز مادر شهري با حومه ها و شهرك هاي متعدد اطراف آنها در يك ناحيه وسيع با جمعيتي در حدود ده ميليون نفر يا بيشتر ، يك ناحيه كلان شهري را تشكيل مي دهد.

مگا سيتي يا شهر ميليوني اصطلاح ديگري است كه تركيبي از دو واژه Mega ( ميليون ) و city ( شهر) و در مجموع شهر ميليوني است . اما در اشكال مدرن خود، اين شهرهاي ميليوني يا نواحي كلان شهري شهرهايي با پيش بيني جمعيتي 10 ميليون نفري تعريف شده اند .

مانند بسياري از آستانه هاي جمعيتي – آماري به كاربرده شده در علوم اجتماعي ، به نظر مي رسد اين معيار نيز منطق كاملا مشخصي براي حداقل هاي جمعيتي نداشته باشد . مبناي نظري مشخصي وجود ندارد كه بتواند تفاوت هاي كيفي موجود در يك شهر يك ميليون نفري 5 ميليون نفري و 10ميليون نفري را با شهرهاي زير يك ميليون نفرجمعيت مقايسه كند .

جهت دسترسی به متن کامل به ادامه مطلب بروید. 

ادامه نوشته

کليات جمعيت و توسعه پايدار

 

تعاريف

براساس گزارش برانت‌لند (Brundtland) توسعه پايدار عبارت است از توسعه‌اى که نيازهاى کنونى جهان را تأمين مى‌کند، بدون آنکه توانائى نسل‌هاى آينده را براى برآوردن نيازهاى خود به مخاطره افکند. پس توسعه پايدار «رابطه‌ متقابل انسان‌ها و طبيعت در سراسر جهان است».

کميسيون جهانى محيط‌زيست و توسعه (World Commission on Environment and Development (WCED) نيز آن را اينگونه تعريف مى‌کند: «توسعه پايدار فرآيندى است که نحوه استفاده از منابع، هدايت سرمايه‌گذارى‌ها، سمت‌گيرى تکنولوژى و توسعه آن را با نيازهاى حال و آينده سازگار مى‌سازد لذا توسعه پايدار عبارت از دگرگونى اساسى در کيفيت زندگى (Quality of life)، تفکر، توليد و مصرف مى‌باشد».

مفهوم

از توسعه پايدار تعاريف و توصيف‌هاى گوناگونى صورت گرفته است. بنابراين توسعه پايدار مفهومى شکل يافته نيست، بلکه بيشتر، فرآيند دگرگونى رابطه‌ سيستم‌هاى اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى را بيان مى‌کند.

پايدارى در عمل معادله‌اى است بين ضرورت‌هاى زيست‌محيطى و نيازهاى توسعه. مفهوم جديد توسعه پايدار کلى‌نگر است و همه ابعاد اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى و ديگر نيازهاى بشرى را در برمى‌گيرد. به اعتبارى مهم‌ترين جاذبه توسعه پايدار در جامع‌نگرى آن است. توسعه پايدار برآوردنده نيازها و آرمان‌هاى انسان، نه فقط در کشور و يک منطقه، بلکه تمامى مردم را در سراسر جهان در حال و آينده در برمى‌گيرد.

جهت دسترسی به متن کامل به ادامه مطلب بروید. 

ادامه نوشته